همانطور که بحث های قبلی را با رابطه میان سرعت و جابجایی شروع کردیم ٫ اجازه بدهید حالا بین این دو یک مقایسه مستقیم انجام دهیم و ببینیم چگونه در اکثر نقاط مهم و مشخص سیکل به هم مربوط هستند .
بیرینگ نشان داده شده در اینجا ٫ در جابجایی ماکزیمم خودش در X- قرار دارد . سرعت در اين لحظه بايد صفر باشد ٫ چون بيرينگ بايد به طور لحظه اي توقف كند تا جهت خود را تغيير دهد . از اين لحظه تا وقتي كه بيرينگ از موقعيت صفر يا سكون خود عبور مي كند ٫ سرعت بيرينگ افزايش خواهد يافت . ( دامنه سرعت در حال افزايش خواهد بود )
بيرينگ حالا در حال عبور از موقعيت سكون خود و حركت به سمت موقعيت X+ مي باشد . دامنه جابجايي صفر است . سرعت يك پيك يا ماكزيمم مثبت دارد ٫ چون بيرينگ به سرعت ماكزيمم خود رسيده است . به ياد داشته باشيد كه بيرينگ هنگام ترك موقعيت X- در حال افزايش سرعت خود بوده است . از اين لحظه تا وقتي كه بيرينگ به موقعيت X+ مي رسد ٫ سرعت آن در حال كم شدن خواهد بود . ( دامنه سرعت در حال كم شدن است )
حالا بيرينگ به جابجايي ماكزيمم خود در جهت مثبت رسيده است . يعني جابجايي X+ است . سرعت صفر است ٫ چون دوباره بيرينگ براي تغيير جهت ٫ به طور لحظه اي توقف كرده است . از اين لحظه تا وقتي كه بيرينگ از موقعيت صفر يا سكون خود عبور مي كند ٫ در حال افزايش سرعت مي باشد . ( شتاب گيري مثبت : دامنه سرعت در حال افزايش )
دوباره بیرینگ در حال عبور از موقعیت سکون خود و حرکت در جهت منفی - می باشد .
دامنه جابجایی صفر است . سرعت دارای یک مقدار ماکزیمم منفی است ، چون بیرینگ به تندی ماکزیمم خود رسیده است . مقدار سرعت همانی است که بیرینگ قبلا" در حال حرکت در جهت مثبت + داشته است و فقط جهت آن تغییر کرده است . از این لحظه تا موقعی که بيرينگ به موقعیت X- برسد ، سرعت آن كم خواهد شد . ( شتاب گيري منفي : دامنه سرعت در حال كاهش )
در مورد جابجايي ، ما با كل مسافت طي شده كار داريم . ( خرابيهاي مربوط به تنش )
در مورد سرعت ، فقط با تندي ماكزيمم ( دامنه سرعت ) كار داريم كه در يك دوره به آن مي رسيم . تفاوتي نمي كند كه بيرينگ در كدام جهت در حال حركت است . چون تنها با سرعت ماكزيممي كه به آن رسيده شده است كار داريم ، روش كشف و بازيابي سيگنال Peak را به كار مي بريم نه Peak-to-Peak .
سرعت در واقع تعداد دفعات ( فركانس ) اعمال تنش ( جابجايي ) را اندازه گيري مي كند . سرعت در حقيقت ، احتمال اينكه خستگي ( FATIGUE ) ، حالت شكست و خرابي باشد را اندازه مي گيرد .
خرابيهاي ناشي از خستگي ، معمولترين دليل خرابي ماشين آلات دوار معمولي هستند ، بنابراين سرعت ، بهترين ابزار مانيتورينگ ( بررسي شرايط ) اينگونه ماشينهاست . اما در مورد ماشينها و قطعات ويژه يا مشكلات خاص ، ممكن است سرعت ، بهترين ابزار مانيتورينگ نباشد . مثلا" چرخدنده ها و يا سيستمهاي الكتريكي كه ارتعاشاتي با فركانس خيلي زياد دارند ( بيشتر از 120000 سيكل در دقيقه ) و يا تجهيزات با سرعت خيلي كم ( كمتر از 100 دور در دقيقه ) .
بايد توجه شود كه اگرچه سرعت براي مانيتورينگ عيوب و ارزيابي شرايط در محدوده 60kcpm - 150kcpm ( 150 - 60 كيلو سيكل در دقيقه ) مناسب است ، اما در اين حالتها مفيدتر است كه سومين واحد دامنه ( شتاب ) را بكار بريم .

موج سينوسي سرعت
واحد انگليسي : اينچ بر ثانيه ( ips يا in / sec )
واحد متريك : ميليمتر بر ثانيه ( mm / sec )
تبديل : ips = 25.4 mm / sec
ادامه دارد .....




